تیر
ماه هر سال ملت شهید پرور ایران اسلامی یاد بزرگمردی را از یاران امام
راحل در دلها می جوید که به تعبیر امام" مظلوم زیست و مظلوم مرد و خار چشم
دشمنان انقلاب بود."
خاطرات
آن سالهای نخستین انقلاب یاد خیلی از مظلومیت ها و جانفشانیها را در بر
دارد. در عین حال درس آموز هم هست.البته به شرطی که گونه شناسی فتنه ها را
شناخته باشی و به یاد داشته باشی که چه کسانی در مقابل بهشتی ایستادند و
بهشتی با چه جبهه هایی مواجه بود.
یاد
سیدالشهدای انقلاب اسلامی آیت الله بهشتی و تلاش یاران امام راحل در مقابل
خطوط التقاطی، که نه تنها درحفظ مبانی سیاسی امام؛ بلکه در حفاظت از
دستاوردهای فرهنگی و فکری انقلاب چگونه ایستادند تا جانشان را فدای تفکر
ولاییشان نمودند. جانسوز و البته درس آموز است.
آن
روزها نمی دانستیم که خیلی ها خواهند رفت.فتنه ها از سر گرفته خواهد شد و
خیلی ها از آزمون دیگر انقلاب باز خواهند ماند. تا جایی که رهبرمان گاهی
آنقدر احساس تنهایی کنند که به مولایشان متوسل شوند.
اما
نکته دیگری که در شناخت بهشتی و افکار او مهم است.اینکه جلوه سیاستمداری
او و مظلومیتی که ازایستادگیش در مقابل منحرفین فکری ومزدورانی همچون بنی
صدر فراری و حتی سکوت خیلی ها پیش آمد؛ و شهادت
مظلومانه اش موجب شد تا سایر مبانی فکری این طراح سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و
اقتصادی انقلاب بعضا مغفول بماند.در حقیقت باید هر بخشی از
ایده های این یاور مقتدر امام، بطور مجزا مورد بررسی قرار گیرد.قبل از آن
باید اذعان نمود که گویا تنها اندیشه سیاسی بهشتی مظلوم نبود؛ بلکه با
مختصر کاوشی می توان فهمید که مبانی فکری اقتصادی او هم حتی در میان کسانی
که خود را از رهروانش می پندارند مظلوم است.
این
سطور در تلاش است تا با طرح فکری آن فقیه سیاستمدار در اقتصاد بعد از
انقلاب، یعنی روش تعاون که او در حقیقت مبدع طرح آن در قانون اساسی
بودند؛نشان دهد که تا کجا درست رفته ایم.
قضاوت رابه مقایسه ایده های بهشتی و آنچه را که عمل شده است یا می شود واگذار می کنیم.
بحث
در خصوص تاریخچه تعاون کشور بعد از انقلاب اسلامی، بدون توجه و پرداختن به
آراء مدافعان اصلی آن و اندیشه افرادی که نقاط عطفی را در این حوزه باعث
گردیدهاند، بحث کاملی نبوده و بر این اساس در این قسمت به شکل ویژه به
آراء شهید دکتر بهشتی در خصوص تعاون پرداخته میشود. به شکل نظری و نظام
مند شهید مظلوم آیتا... بهشتی میداندار جا انداختن این ایده در کشور شد.
ایشان با مطالعه نظامها و بینشهای اجتماعی و اقتصادی دنیا و با آشنایی که نسبت به اداره اقتصادی ملتهای جهان داشت تلاش نمود تا در قانون اساسی روش تعاون را بهعنوان یکی از ارکان اقتصادی کشور قرار دهد.
این
اندیشمند اسلامی با تشریح این مدل در اقتصاد، ضرورت اجرای آن را در جمهوری
اسلامی برای به صحنه آوردن عموم مردم مخصوصاً افراد کم درآمد در جریان
کسبوکار و فعالیتهای
اقتصادی و همچنین کارکرد تعاون در عدالت اجتماعی، قدمهای مؤثری برداشت.
آن فقیه والا مقام در مورد مشخصات اقتصاد تعاونی در جمهوری اسلامی میگوید:
"مسئله
اقتصاد تعاونی که در عصر ما و در جمهوری اسلامی ما، مورد توجه قرار گرفته
است، در حقیقت بر همان پایههایی استوار است که امروز در جامعههای مختلف در رابطه با اقتصاد تعاونی گفته میشود. یعنی در نظام اسلامی و جمهوری اسلامی لزومی ندارد چیزی به آن بیفزاییم.
- هدف تعاونیها کاستن از واسطههای غیر ضرور بین تولید کننده و مصرف کننده است،
- در تعاونیها، رأی به انسان داده میشود نه به سهام،
ـ کاستن از واسطهها و در حقیقت مبارزه با اشتغال کاذب،
مسئله دیگر اینکه شرط صاحب سهم بودن شاغلین در تعاونیهای تولید میباشد یعنی تنها کسانی بتوانند در تعاونی تولید صاحب سهم باشند یا بمانند که در آنجا کار کنند.
هدف شرکت تعاونی تولید این است که صاحبان نیروی کار به وسیله سرمایهداران استثمار نشوند.
- کسانی که میخواهند کار کنند و سرمایه ندارند، دولت به آنها وام میدهد که شرکت تعاونی به وجود آورند.
و بالاخره تعاونیها را در جهت رفاه حال محرومان جامعه گسترش دهیم"
و یا در پاسخ این سؤال که: نظرات ارائه شده نظر خود ایشان است یا منبعث از فقاهت شیعه؟ میفرماید:
"کدام
بخش از سخنان من؟ اگر بخش اخیر را میفرمائید، آن را من در رابطه با همین
موازین فقه شیعی عرض کردم! اما اگر آن بخش اول که تحلیل اقتصادی بود منظور
شما است، طبعاً تحلیل اقتصادی در رابطه با آن چیزهایی است که به ذهن خودم
میرسد. و آن چیزهایی است که از آثار نویسندگان و متفکران این دو قرن
خواندهام بنابراین آن بخش اول که تحلیل است به فقه ارتباطی نداشت. این بخش
اخیر که مربوط به مسائل مالکیت بود البته این در رابطه با فقه بود و بیشتر
آنهایی را که قاطع عرض کردم عموماً حکم فقهاست و آنهایی که مشروط عرض
کردم، بهعنوان مسائلی است که اکنون مطرح است و باید روی آن کار کنیم."
همینطور درباره دخالت دولت در امور تعاونیها وشرعی بودن برنامه، نظارت، حمایت، هدایت از تعاونیها توسط دولت، چنین اشاره میکنند:
"
حقیقت این است که ما یک مبنایی را الان دنبال میکنیم که این انقلاب هم در
رابطه با آقایان فقها بر همین اساس به جلو رفت و آن این است که ما برای
امامت اسلامی ولایت مطلقه قایل هستیم، یعنی معتقدیم امامت در جهت مصالح
عامه مردم هر تصرفی را لازم بداند میکند. و با حقوق شخصی افراد منافاتی
ندارد. در حقیقت این قوانینی که در رابطه با مالکیت شخصی و خصوصی و اینها
هست حریم اشخاص را نسبت به یکدیگر معلوم میکند نه حرم اشخاص را نسبت به کل
جامعه و امامت که در خط کل جامعه میخواهد حرکت کند. برای او این مرزها و
این حریمها دیگر وجود ندارد. این اساس ولایت مطلقه امامت در بینش اجتماعی و
اقتصادی و حقوقی است......
......در
میان فقهای معاصر ما، فقیهی که از آن اول خیلی قاطع به این مسئله معتقد
بود و تا آخرش هم ایستاد و در این راه موفقیت تاریخی جهانی را برای انقلاب
اسلامی بهوجود
آورد، امام بودند. ایشان در بحثهایشان از آن اول خیلی قاطع به ولایت مطلق
امامت معتقد بودند، چه درباره امام معصوم و چه در مورد امام غیرمعصوم،
امامت بهطورکلی. همین اواخر شاید چند ماه قبل که با ایشان باز مطرح کردیم
دیدیم ایشان همچنان روی این امامت مطلق تکیه میکنند.
وقتی نقش دولت در اقتصاد کمتر میشود، نباید جایش را به قطبهای سلطه سرمایهداری یا سیاسی بسپارد، بنابراین این دخالت برخلاف قوانین نیست."
در زمینههای عضویت آزاد در شرکتهای تعاونی و کنترل دموکراتیک آنها میگویند:
" اجمالاً عرض کنم: یکی از فصول مربوط به شرکتهای
تعاونی در رابطه با نظامهای سوسیالیستی، همان حق آزادی اقتصادی فرد است
که بتواند در برابر سلطه اقتصادی حکومت در کشورهایی که اقتصاد دولتی دارند
یا در برابر سلطه اقتصادی سرمایهداری در کشورهایی که اقتصاد آزاد سرمایهداری دارد، قد علم کند. چون این طور است بنابراین باید دخالتها در شرکتهای
تعاونی به حداقل برسد. ولی ما در نظام اجتماعیمان برای انتخاب شوندگان در
واحدهای اجتماعی شرط مسلمان متعهد بودن را داریم. در شوراها هم همین است.
ما به شوراها سخت معتقدیم ولی میگوییم شوراهای اسلامی. منظور از شورای
اسلامی این است که در آن شوراها انتخاب کننده همه کس میتواند باشد مسلمان،
مسیحی، غیرمسلمان، مقید، غیرمقید، باتقوی، بیتقوی، اینها میتوانند
انتخابکننده باشند. اما انتخابشونده باید مسلمان، متعهد و مسئول باشد. من
این را صریحاً اینجا مطرح میکنم. این از نقطه نظرهایی است که ما از نظر
انقلاب اسلامی پافشاری داریم و معتقدیم که اگر پافشاری نباشد انقلاب
اسلامی، انقلاب اسلامی نخواهد بود. فرق نمیکند، در یک انقلاب مارکسیستی هم
همینطور است. در آنجا هم اگر تکیه نشود که انتخاب شوندگان مارکسیستهای
معتقد مؤمن مقید باشند آن جامعه دیگر مارکسیستی نخواهد بود. فرقی ندارد، در
هر جامعهای
که میخواهد مکتب و ایدئولوژی در آن محور باشند به نظر بنده این شرط باید
وجود داشته باشد. میگوییم انتخاب کنندگان دقت کنند که انتخاب شوندگان
شرایط انتخاب را داشته باشند، نظارت دولت را تا این اندازه قبول داریم که
فقط ببیند از روی سهل انگاری کسانی که واجد شرایط انتخاب شدن نیستند انتخاب
نشوند. ولی بیش از این دیگر نه در عضویت و نه در کارهای دیگر اگر دولت
بخواهد دخالت کند، این که دیگر تعاونی نمیشود، میشود دولتی. این رابطه با
عضویت آزاد و کنترل دموکراتیک.
شرط صاحب سهم بودن شاغلین در تعاونیهای تولید، باید مورد توجه قرار گیرد. بهعنوان
یک نقطهنظر کلی عرض میکنم نقش دولت بهصورت مستقیم و دخالت مستقیم
روزبهروز باید کمتر باشد. اما وقتی نقش دولت کمتر میشود نباید جایش را به
قطبهای سلطه اقتصادی یعنی سرمایهداری
یا قطبهای سلطه سیاسی بسپارد. منظور از این که میگوییم نقش دولت کمتر
باشد یعنی هرچه میشود قدرتها ایفا کند. این طرح کلی است که حتی در رابطه
با حزب جمهوری اسلامی هم که انشاا... مواضعش را بزودی چاپ میکنیم و آخرین
مراحل تنظیمش را طی میکند و شاید یک کتاب
200-150 صفحهای
بشود که شرح مرامنامه این حزب است ما در آنجا هم به این تکیه کردهایم. از
نظر تشکیلاتی هم بنده عرض کنم که حزب جمهوری اسلامی این نقطه نظر را دارد
که باید تا آنجا که میشود نقش مستقیم دولت چه در بعد اقتصادی چه در بعد
اجتماعی و اداره جامعه کم بشود اما جایش باید به ملت و توده مردم سپرده شود
و نه به قطبهای قدرت دیگر... چسبیدن به این نقطهنظر، بسیار کمک کننده
است. یعنی حتیالامکان در بخش عظیمی از اقتصاد یا تمام آن میتوانیم طوری
عمل کنیم که دولت کمتر دستاندر کار باشد و مردم دستاندرکار باشند. اما در
عین حال به سمت سرمایهداری شوم هم کشانده نشویم و حتی ریشههای مضر سرمایهداری
را هم که الان وجود دارد به یاری خدا و با همت همگی قطع کنیم. در این
رابطه نقش خواهران و برادرانی که میخواهند در هدایت مردم از نظر آموزش و
روشنگری و نیز در اداره کار از نظر تنظیم قوانین و آئین نامهها و اجرای آنها مسئولیتی مستقیم به عهده بگیرند خیلی زیاد است.
امید
و آرزوی ما این است که همه خواهران و برادران همفکر، همآرمان و همقدم،
بتوانند در تحقق بخشیدن این امر مهم و بزرگ [تعاون] موفق باشند."
شهید
بهشتی از جمله مدافعان واقعی تعاون در زمان خویش بود که آگاهیهای به روز
اقتصادی ایشان در همان مدت اندک توانست تأثیر بسزایی در رشد و شکوفایی بخش
تعاونی بگذارد و در القای ضرورتهای شکلگیری نهادهای مردمی تعاونی نقشی
جاودانه بر جای نهد.
آن
شهید بزرگوار در ایام خویش به خوبی تحلیل و پیشبینی کرده بود که پیگیری و
اجرای اصول اقتصادی قانون اساسی بعدها توسط بزرگان و دولتمردان نظام مورد
ارزیابی و تفسیر مجدد قرار گیرد به همین ترتیب نیز این مهم محقق شد به گونهای که هماکنون با ابلاغ سیاستهای کلی اصل 44 قانون اساسی توسط مقام معظم رهبری زمینههای شکوفایی و رشد اقتصادی و نیز توسعه مالکیت و عدالت اجتماعی فراهم آمده است.
شهید
آیتا... دکتربهشتی بر این عقیده استوار بود که بهرهگیری از شیوه تعاونی،
رضایت نهایی مردم و خیر و صلاح جامعه را به همراه دارد از این رو در تمامی
طول حیات پر برکتش و در تمامی محافل و مجالس بر این عقیده پای میفشرد که
نظام مقدس جمهوری اسلامی باید از شیوه خدا پسندانه و مردمی تعاون بهره
جوید. آن شهید والا مقام همچنین بر این باور معتقدانه اصرار میورزید که
تعاون شیوهای ارزشی است و کارگزاران و بلند پایگان نظام در راستای حصول به عدالت اجتماعی میباید آن را به کار گیرند.
شهید بهشتی در مورد شیوه تعاونی میگوید:
«مسئله
اول در اقتصاد آزاد بر اساس رقابت است، هر پیشهوری، هر کارخانهداری، هر
مزرعهداری و... میکوشد تا با دیگران رقابت کند. در این میان شیوه تعاونی
این افراد را در بخش تولید وارد یک مجموعه میکند و از آنها میخواهد تا با
تعاون با یکدیگر وضعیت تولید را بهتر کنند. یعنی همانهایی که تا قبل از
تشکیل شرکتهای تعاونی رقیب هم بودند حالا همکار یکدیگر شدهاند. امروزه اتحادیههای
بزرگ شرکت تعاونی در کشورهایی که دارای اقتصاد تعاونی هستند وجود دارد که
این همکاری را بیشتر میکند. مسئله دوم این که امکانات لازم برای فعالیتهای تولیدی را در جامعههای دارای اقتصاد دولتی، دولت در اختیار دارد و در جامعههای دارای اقتصاد سرمایه دارای، مراکز سرمایهداری.
به هر حال در آنجایی که دولت مسئول است باید دولت باتقوایی باشد که در
قبال این کار، آزادیهای سیاسی و اجتماعی مردم را نگیرد. تعاونیها
میکوشند بهصورت یک قدرت درآیند و این امکانات را چنان از درون خودشان
گردآوری کنند و شکل دهند و یا از مراکز عمومی که در جامعه هستند جذب کنند
که اسیر مراکز عرضه کننده امکانات نشوند. این یعنی خط آزادی تولید کنندگان و
یا مصرف کنندگان از این گونه عوامل خارج از خود. مسئله سوم آزاد کردن مصرف
کنندهها از دست واسطههای غیرضروری است. کاستن از واسطهها، مبارزه با مشاغل کاذبی که به هر حال اگر هیچ سوء استفادهای
هم نکنند و تنها خرج تجارتخانه خودشان را در بیاورند بازهم بر تولید کننده
و مصرف کننده تحمیل هستند، (این مهم) از اهداف تعاونی است".
از دیدگاه شهید بهشتی یکی دیگر از مسایل در تعاونیها، حق رأی است که تابع سرمایه نیست (البته در قانون اجرایی شدن سیاستهای اصل 44 تعاونیهای دیگری هم به نام "تعاونی سهامی عام" اجازه تشکیل دارند. بر اساس آن برای افرادی که این تعاونیها را تشکیل میدهند حق رأی، تابع سرمایه است. از دید قانونگذار این به خاطر افرادی است که میخواهند سایر ارزشهای تعاون را داشته باشند اما بهدلیل
انگیزه بیشتر برای سرمایهگذاری، حق رأی متناسب سرمایه داشته باشند) یک
مشخصه اصلی دیگر را که کم و بیش مطرح کردهاند، شرط صاحب سهم بودن شاغلان
در تعاونیهای تولیدی است. یعنی تنها کسانی بتوانند در تعاونی تولید صاحب سهم باشند که بمانند و آنجا کار کنند.
اگر چه اکثر کارشناسان اموراقتصادی و تعاونیها معتقدند که شهیدبهشتی در سالهای
نخست انقلاب از جمله روحانیونی بود که با داشتن اطلاعات به روز و کارآمد
در تدوین قانون اساسی نقشی بسزایی داشت ولی به گفته یک اقتصاددان تنها
دانستن این موضوع، برای شناخت اهمیت تأثیرگذاری آن روحانی بزرگ و شهید کافی
نیست.
این کارشناسان بر این باورند که: یکی از مشکلات دولتمردان در سالها
و روزهای نخست انقلاب، جمعآوری و شناسایی نیروهای متخصص، مسلمان و معتقد
بود و در آن دوران شهیدبهشتی با داشتن اطلاعات مثبت، نقش مؤثری در پیریزی
اساس نظام و شیوههای
اجرایی در اقتصاد کشور داشت. در این راستا وقتی آن بزرگوار بر اساس
سخنرانی معروفی که در مورد اهمیت و جایگاه تعاون در اقتصاد کشور ایراد کرد
از میزان حق رأی، عدم دخالت واسطهها و همچنین ایجاد روابط سالم و سازنده
بین مجموعه تولیدکنندگان صحبت میکند بیانگر شناخت از اقتصاد سالم و
گرایشات اقتصادی عادلانه در بین مردم ایران است.
ما در کشوری زندگی میکنیم که علاوه بر اصول علمی و آکادمیک از دیرباز به گونهای
بسیار سنتی تعاون را در مجموعه کارهای خود داشتهایم. حال در روزهایی که
یکی از اهداف مردم از برپایی انقلاب اسلامی بر چیدن نظام سرمایهداری وابسته است، کسی میآید و سالمترین شیوه اقتصاد مردمی را که اساس آن بر تولید و منفعت عمومی است معرفی میکند.
آیتا... دکتربهشتی در خصوص مالکیت تعاونی میگوید:
«مالکیتهای تعاونی قطعاً از نوع مالکیتهای مشاع هستند و یعنی صاحبان سهام در شرکت تعاونی تولیدی یا مصرف در کل دارایی این شرکتها
سهیم هستند. در هر یک عدد خود کار و برگ کاغذ و در هر ساختمانش. پس مالکیت
مشاع است. سؤال این است که این مالکیت مشاع را چگونه باید توجیه کنیم تا
با آن هدفهایی
که برای شرکت تعاونی لازم است، سازگار شود. یکی دیگر از نکات این است که
در شرکت تعاونی تولیدی، کسی که در آنجا کار میکند میتواند صاحب سهم باشد.
اگر کار نکرد و بیرون رفت چه میشود؟ هیچکس نمیگوید که سهمش از بین
میرود، بلکه میگویند معادل آن سهم یعنی ارزش قیمتی آن سهم را به او
میپردازیم و ملزم است که این ارزش قیمتی را بگیرد و برود.
غرض
از شرکت تعاونی تولیدی این است که صاحبان نیروی کار به وسیله صاحبان
سرمایه استثمار نشوند و این انگیزه را داشته باشند که برای خودشان کار کنند
نه برای سرمایهدار و حتی نه برای دولت؛ و خودانگیختگی اقتصادی داشته
باشند.
بنابراین ما باید بتوانیم در مالکیت سهام در تعاونیها این شرایط را بگنجانیم»
شهید بهشتی همچنین معتقد است که در بحث مالکیت تعاونی مسئله سود بسیار قابل توجه است. وی میگوید:
«مسئلهای که در رابطه با مالکیت تعاونی مطرح است، مسئله تقسیم سود است. اگر ما میخواستیم در تعاونیهای
مصرف این فرمول متداول را که میزان خرید در سود دخالت داشته باشد و قاعده
فلسفه تعاونی مصرف این را ایجاب میکند بپذیریم از نظر احکام مربوط به
مالکیت مشاع و مالکیت تعاونی چه خواهیم کرد؟ آیا ما میتوانیم با شرط در
معامله یا شرط در قرارداد، یا شرط در خرید سهام این را رعایت کنیم یا نه؟
این هم برای خودمسئلهای است.»
شهیدبهشتی
در زمینه تعاون معتقد است که دولت میتواند برای کمک به گروهی که قصد
فعالیت و تولید دارند وام بدهد تا برای آن گروه یک پشتوانه باشد. از سوی
دیگر معتقد بود که میتوان با وام دادن به جوانهای بیکار و کسانی که در
ادارات کارایی چندانی ندارند، آنها را به مرحله تولید و سوددهی رساند، این
افراد قادر خواهند بود تا با این سرمایه، یک شرکت تعاونی تولیدی یا خدماتی
بهوجود آورند.
البته چنین نگرش تولیدگرایانهای
در اقتصاد یک کشور تازه انقلاب کرده بسیار روشنفکرانه است. شهید بهشتی بر
این باور است که حداقل در بخش عظیمی از اقتصاد یا تمام آن میتوانیم طوری
عمل کنیم که دولت کمتر دستاندرکار باشد و در عین حال هم به سمت سرمایهداری کشانده نشویم و حتی ریشههای سرمایهداری وابسته را قطع کنیم.
وی میافزاید:
«در این رابطه نقش خواهران و برادرانی که میخواهند در هدایت مردم از نظر آموزش و نیز در اداره از نظر تنظیم قوانین و آییننامهها و اجرای آن مسئولیتی مستقیم بگیرند، خیلی زیاد است».
آیتالله شهید دکتر بهشتی بهعنوان مبدع این روش، به لحاظ شکلی، تعاونیها در ایران را همانند شکل مرسوم دنیا معرفی میکند لکن زیبایی اصلی این سبک اقتصادی را حرمت انسان و شرافت انسانها سوای پولها و سرمایههایشان میداند. ایشان در تشریح محتوای تعاون، ملاکهای اسلامی در اقتصاد را هدف تعاونیها میشمارد و تأکید دارند که باید این ایدهها مورد توجه قرار گیرد.
طرح
این موارد اساسی در اقتصاد و حمایت بقیه بزرگان عضو خبرگان قانون اساسی،
منجر به تصویب بندهای 43 و 44 این قانون مترقی دنیای امروز شد. با اینکه
بعد از شهادت این اندیشمند انقلاب اسلامی قدمهای نظری قابل توجهی برای جا
انداختن تعاون نشد اما گنجاندن این شیوه در قانون اساسی و به تبع آن در
سایر قوانین کشور و مخصوصاً دفاع مکرر و تأکیدات حضرت آیتاله العظمی خامنهای از این روش جهت ایجاد عدالت اجتماعی، مجوزی برای رشد و بالندگی تعاون در جامعه اسلامی ایران گردید.
متأسفانه بینشهای غیر معتقد به اندیشه بهشتی و یا برداشتهای ناصحیح شخصی در نگاه بعضی از افراد، اجازه نداد تا تعاون به شکل برنامهای و رویکردی مورد حمایت جدی قرار گیرد. اما احساس ضرورت شدید در کشور برای انسجام گروههای
کثیر مردمی و سازماندهی و حمایت و نظارت و پیگیری مراحل توانمند سازی آنان
در این چند ساله اخیر‘ در کناردلسوزی بعضی از متولیان بخصوص رویکرد دولت
نهم و دهم در توجه به اقشار کم درآمد جامعه و جوانان کشور ‘ بویژه ابلاغ
سیاستهای اصل 44 قانون اساسی توسط رهبرمعظم انقلاب اسلامی موجب گردید خود
مردم به صحنه بیایند و نتیجه آن حضور گسترده آنها در ایران در قالب تشکلهای
تعاونی است .شاید که نگاهها اصلاح شده و رویکرد بهشتی در توانمند سازی
مردم در اقتصاد با حمایت بر نامه ای‘ پاسخ دلسوزانه برای اعضای این
تعاونیها باشد.